خرید بک لینک

من ...

من ...

این من!نه زیبایم" نه مهربانم ... نه عاشق ونه محتاج نگاهی...
فراری از دختران اهن پرست و پسران مانکن پرست...
فقط برای خودم هستم خوده خودم
صبورم و عجول
سنگین... سرگردان... مغرور... قانع...
با یک پیچیدگی ساده ومقداری بی حوصلگیه زیـــــــــــاد
وبرای تویی که چهره های رنگ شده را میپرستی نه سیرت ادمی را هیچ ندارم
راهت را بگیر و بــــــــــــــرو" حوالی من توقف ممنوع است.

برچسب: نویسنده: پویان صفری تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 5:03

ایستاده ام.نقاشی کن...
  می خواهم ببینم يك دنيا ، نقش هیچ را چگونه می کشد؟
مى خواهم بدانم انگشتهاى تو
          مرا پشت كدام پنجره شهر چشم به راه مى نشاند.. 

برچسب: نویسنده: پویان صفری تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 15:16

همیشه سکوت نشونه ی تایید حرف طرف نیست ,

گاهی نشونه قطع امید از سطح شعورشه .!

از بین دوواژه انسان و انسانیت

اولی تو کوچه ها و دومی لابه لای کتابا سرگردونه ...

برچسب: نویسنده: پویان صفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 0:30

پیش هیچ ادمی به خطایت اعتراف نکن

آدم ها جنبه ندارن

ژست خدایی برایت می گیرند ...

برچسب: نویسنده: پویان صفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 0:30

معذرت خواهی بسیاری بدهکارم،


بخاطر تمام روزهایی که

گرفت، شکست، تنگ شد

و کاری از دست من برنمی آمد...

برچسب: نویسنده: پویان صفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 0:30

این جا سیاه ترین دره ی دنیاست؛

وقتی هیچ دستی نیست دستت را بگیرد واز عمق تاریکی نجاتت دهد...

حال میخواهد گوشه ی اتاق باشد یا انتهای دره ی مرگ....

این جا که من الان ایستاده ام .....آخر دنیاست

برچسب: نویسنده: پویان صفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 0:30

خدای من… نمیدانم گاهی کجای دنیا گم ات میکنم… در هیاهوی بازار … در خستگی هنگام نماز در وسوسه های نفس ام… نمیدانم…. اما ، گاهی تو را گم میکنم مثل کودکی که در بازار دستان مهربان مادرش را رها کرده و به تماشای عروسکی مشغول است… بعد میبیند مادرش نیست و هیچ عروسکی او را خوشحال نمیکند… ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان صفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 0:30

کسی بیاید
ما را دعوت کند
به رفتن.
به "رفتن" از تمام کسانی
که رفته اند
و ما هنوز
در آنها مانده ایم!

برچسب: نویسنده: پویان صفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 0:30

این من!نه زیبایم" نه مهربانم ... نه عاشق ونه محتاج نگاهی...فراری از دختران اهن پرست و پسران مانکن پرست...فقط برای خودم هستم خوده خودمصبورم و عجولسنگین... سرگردان... مغرور... قانع...با یک پیچیدگی ساده ومقداری بی حوصلگیه زیـــــــــــادوبرای تویی که چهره های رنگ شده را میپرستی نه سیرت ادمی را هیچ ندارادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان صفری تاريخ: چهارشنبه 28 تير 1396 ساعت: 0:30

صفحه بندی